تبليغاتX
دادار آباد
دادار آباد
وبلاگ شخصی م.حیدری هائی
قالب وبلاگ


بگذار مهدی منتقم آید...

بگذار مهدی منتقم آید...

هزاران عقده دارد این دلم، خدا کند که زود بیاید، تا پاره نشده این عقده ها...


مهدی جان!

... یاد درب سوخته ، یاد مسمار افروخته

یاد محسن ،

یاد کبودی ، یاد آن پهلوی شکسته

یاد سیلی ، یاد آن دست بسته

...

جان مادرت!

بپوش جامه ی زرد علی را... به کف گیر ذوالفقار حیدری را !



**********************************************************

پی نوشت:

   + حتماً شرح خطبه فدکیه (خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد در حضور انصار و مهاجرین و خلفای غاصب) را حتماً بخواند. مبادا شیعه باشی و این خطبه را نخوانده باشی!

   + متن کامل خطبه فدکیه همراه با ترجمه فارسی

   +کتاب "سقیفه" از عالم بزرگوار مرحوم آیت الله علامه عسگری، را حتماً مطالعه بفرمایید. در این کتاب به بررسی نحوه شکل گیری حکومت پس از رحلت رسول خدا (ص) پرداخته است. این کتاب بسیار پرمایه است. در قسمت های مختلفی از این کتاب نیز آنچه بر سر حضرت صدیقه طاهره(س) آوردند را می توانید مطالعه نمایید. وقتی این کتاب را خواندم ، گفتم یعنی من خود را شیعه می نامیدم و این مطالب را نمی دانستم!

   +دریافت متن کتاب "سقیفه" علامه عسکری(رحمت الله علیه)

   +لعنت الله علی قوم الظالمین

[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 9:9 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]

دکتر علی شریعتی
برگرفته از کتاب فاطمه فاطمه است:

اینک لحظه‌ وداع با علی (ع) ! چه دشوار است. اکنون علی باید در دنیا بماند. سی سال دیگر! فرستاد ” ام رافع ” بیاید ، وی خدمتکار پیغمبر(ص) بود. از او خواست که - ای کنیز خدا، بر من آب بریز تا خود را شست ‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتی، غسل کرد و سپس جامه‌ های نویی را که پس از مرگ پدر کنار افکنده بود و سیاه پوشیده بود، پوشید، گویی از عزای پدر بیرون آمده است و اکنون به دیدار او می‌رود.


به ام رافع گفت:
ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران.
آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند. ...

...

...

...

و من خواستم با چنین شیوه ‌ای از فاطمه بگویم. باز درماندم

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌‌ی بزرگ است.
دیدم فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است.
دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.
باز دیدم که فاطمه نیست.
نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.
فاطمه، فاطمه است.

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 8:43 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]


در مورد بانوی دو عالم بیشتر بدانید:


+ فاطمه زهرا علیهاالسلام بانوی اول اسلام 1


+ درباره حدیث «فاطمه(س) پاره تن پیامبر گرامی(ص)»

.

+ جایگاه حضرت فاطمه و مریم علیهماالسلام در آیات و روایات




شعر زیبا از مرحوم آغاسی:


...
...
...
علی جان کوفیان غیرت ندارند
که فرمان تو را گردن گذارند

علی جان کوفیان خفت پذیرند
که دامان بلندت را نگیرند

علی جان کوفیان با کیاست
جدا کردند دین را از سیاست
 
بنام دین سر دین را شکستند
دو بال مرغ آمین را شکستند
 
به پیشانی اگر چه پینه دارند
ز فرزند تو در دل کینه دارند

چو بنچاق فدک را پاره کردند
عزادار تو را آواره کردند

شغالان شیرها را سر بریدند
کبوتربچگان را پر بریدند
...
...
...

برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 8:26 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]


...

وهم به اوج قدسِ نا،موس إلاه[3] کی رسد؟

فهمِ که نعتِ بانوی، خلوت کبریا کند؟

نظم بَرَد بدین نسق، از دم عیسوى سَبَق

خاصه دمی که از مَسی،حا[4] نفسى ثنا کند

ناطقه‌ی مرا مگر، روحِ قُدُس کُنَد مدد

تا که ثنای حضرتِ، سَیّدةُ النّساء کند

فیضِ نخست و خاتمه، نورِ جمال فاطمه

چشمِ دل ار نظاره در، مبدأ و منتهی کند

صورتِ شاهدِ ازل، معنىِ حُسنِ لم یزل

وهم چگونه وصفِ آ،ئینه‌ی[5] حق نما کند

مطلعِ نور ایزدى، مبدأِ فیضِ سرمدى

جلوه‌ی او حکایت از، خاتمِ انبیا کند

بسملهِ صحیفه‌ی، فضل و کمال و معرفت

بلکه گهى تجلّى از، "نقطه‌ی تحت با"[6] کند

دائره‌ی شهود را، نقطه‌ی ملتقى بود

بلکه سزد که دعوىِ، "لو کُشِف الغطا"[7] کند

حامل سرِّ مستتر، حافظ غیب مستقر

دانش او احاطه بر، دانش ماسِوى کند

عَین معارف و حِکَم، بحر مکارم و کرم

گاهِ سخا محیط را، قطره‌ی بى‌بها کند

لیله‌ی قدر اولیا، نورِ نَهار اصفیا

صبحِ جمال او طلوع، از افق علا کند

بضعه‌ی سیّدِ بشر[8]، أمِّ أئمّه‌ی غُرَر

کیست جز او که همسرى، با شَهِ لا فتى کند؟

وحى و نبوّتش نَسَب، جود و فتوّتش حَسَب

قصّه‌اى از مرّوتش، سوره‌ی "هل أتى"[9] کند


...


برای مشاهده متن کامل این شعر بسیار زیبا و پر معنا و سرشار از معارف و عرفان به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 8:20 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]
قصه ی این عکس را نمی دانم،

ولی راستی! آن دستِ سوم از کیست...؟!





جهت خواندن همین عنوان را در کوچه های بغلی به ادامه مطلب بروید… 



ادامه مطلب
[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 21:0 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]

روز از نو ...

     29-بازیگر
     30-اقرار می کنم
     31-یکی مثل هیچکس
     32-یک جمعه درمیان
     33-وطنم ایران
     34-یک سال دیگر بی تو
     35-دلخوشی های کوچک


این هفته آمده ام که یکی از دلخوشی های کوچکی را که قرار بود برای خود داشته باشم دوباره زنده کنم!

اقرار می کنم که چند ماهی ست بازیگر این یک جمعه درمیان های کوچه پس کوچه های کاغذی نبودم، و این دلخوشی کوچکم از من گرفته شده بود. می خواستم این نبودنم را توجیه کنم. اما دیدم توجیه، توجیهی ندارد!

البته گهگاه در کوچه پس کوچه ها قدم می زدم و به دوستان سری.

دیدم یک جمعه قلب کوچه ها برای وطنم ایران تپید...

یک جمعه مغزم به قول امروزی ها هنگ کرد و آخر نفهمیدم آن "یکی مثل هیچکس" که بود؟!

دیدم یک جمعه از جمعه های آخر سال، باز هم دل، تنگِ یارِ دلتنگی ها بود...

حال آمده ام تا درب این کوچه را باز کنم... غبار از بر و روی آن بردارم تا دوباره دلخوشی کوچک من باشد...

روز از نو... روز از نو...


جهت خواندن همین عنوان را در کوچه های بغلی به ادامه مطلب بروید… 


ادامه مطلب
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 21:0 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]

یا لیتنا کنا معک ... ؟!!

هیچ می دانی چه سنگین سخن می گویی؟!

ای کاش کجا می بودی؟ کربلا؟!

که چه؟

امام را یاری کنی؟!

مگر آن همه کوفی نماز شب خوان نبودند...؟! تو خود را بهتر پنداشتی ...؟!

همین که از کربلا درس بگیری کافی ست... لازم نکرده که غصه نبودن در کربلا را بخوری...! کربلای پیش رو را بچسب، ای کوفی...!

چه شد...؟! آری کوفی... تعجب ندارد...

مگر این همه نامه کوفی زمانمان را نمی بینی...؟! همین خود تو چند بار دعوتنامه فرستادی...؟! چند درصدمان به نامه هایمان وفا می کنیم؟!

باز چه شد...؟! آری نامه ... این همه "اللهم عجل لولیک الفرج" هایی که لقلقه زبان است نامه نیست؟!

حال که نامه فرستاده ایم، چرا مسلم ش تنها مانده است...؟!

اگر خواهی که کوفی نباشی، مسلم امام را تنها نگذار...

حداقل به نامه خود وفا کن ...


پی نوشت:

   +بخوانید خوب است:

      ++ عاشورا و اتمام حجت / جواد محدثی 

   ...


جهت خواندن همین عنوان را در کوچه های بغلی به ادامه مطلب بروید… 


ادامه مطلب
[ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 11:25 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]

جزئیات، عکس و فیلم

تسخیر سفارت انگلیس و باغ قلهک توسط دانشجویان

در سایت ها و خبرگزاری ها


برای مشاهده شرح اخبار، گزارش ها و فیلم و عکس ها به ادامه مطلب بروید...


برای مشاهده شرح اخبار، گزارش ها و فیلم و عکس ها به ادامه مطلب بروید...



ادامه مطلب
[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 19:30 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]

مطالب مربوطه رو در سایت دکتر حسین خسروی ( استاد دانشکده برق دانشگاه صنعتی شاهرود) بخوانید:

- حجاب مصونیت است

- بالاخره حجاب محدودیت است یا نه؟



[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 14:27 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]

به کوری چشم خیلی ها...

        حال همگی ما خوب است.

               به شرطی اینکه آنهایی که حالشان بد است بگذارند...




همین عنوان را در کوچه های بغلی  بخوانید… 


     چه صبری دارد خدا (سجاد رامشت) / یادداشت های اتفاقیه (یوسف شیروانیان) / وقتی دلم تنگ می شود (مژده شاه نعمت الهی) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) /  میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) /  ترخون (مهدی زرین قلم) / پنجره ( محمد رضا) / منتظر پرواز /  طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) /  بی تو با تو بودن (سحر،طه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین)  / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت ??:. / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر ) / پرسش های علی ( علی) / زنبور ( علی ) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف ) / وب نوشت های یک دانشجو ( مرتضی طاهری ) / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) /با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)//Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)/فتوسنتز کرفس / رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/

[ جمعه بیست و هفتم آبان 1390 ] [ 23:20 ] [ م.حیدری هائی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دادار به معنی:
* داددهنده, دادگر, عادل, بخشاینده, آفریدگار
* ( صفت ) عادل داد دهنده
نواي دادار آباد
پيوندهاي روزانه
امکانات وب
?